،چه زود گذشت!
برای دیدن عکس به ادامه مطلب مراجعه کنید.
فعلا"![]()
که این قدر کلاس شلوغه که صندلی گذاشتن بیرون
که جالبه تو ترم این قدر کلاس ها شلوغ نیست
وای من وقتی دیدم دلم خواست عکس بگیرم ولی خیلی ضایع بود
ولی به روی خودم نیاوردم
و با تشویق استاد اشرفی و همکلاسی ها شروع کردم
نمی دونم چرا؟
حالا عکس ها را در ادامــه مــطــلــب ببینید.فعلا"



به مناسبت شروع امتحانات
سلام به هم دانشگاهی ها و هم کلاسیهایم خوبم،
دوباره تا چشم به هم زدیم امتحانات شروع شدن
امیدوارم پایان ترم همتون رو
ببینم. راستی داستان زیر رو بخونید و نظر خودتون رو هم بگید شما بودید چه می گفتین به استاد؟؟(راستی استاد منتظر پاسخ شما هم هستم)
چهار دانشجو كه به خودشان اعتماد كامل داشتند يك هفته قبل از امتحان پايان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر ديگر حسابي به خوشگذراني پرداختند. اما وقتي به شهر خود برگشتند متوجه شدند كه در مورد تاريخ امتحان اشتباه كرده اند و به جاي سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراين تصميم گرفتند استاد خود را پيدا كنند و علت جا ماندن از امتحان را براي او توضيح دهند. آنها به استاد گفتند: « ما به شهر ديگري رفته بوديم كه در راه برگشت لاستيك خودرومان پنچر شد و از آنجايي كه زاپاس نداشتيم تا مدت زمان طولاني نتوانستيم كسي را گير بياوريم و از او كمك بگيريم، به همين دليل دوشنبه دير وقت به خانه رسيديم.».....استاد فكري كرد و پذيرفت كه آنها روز بعد بيايند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر يك ورقه امتحاني را داد و از آنها خواست كه شروع كنند....آنها به اولين مسأله نگاه كردند كه 5 نمره داشت. سوال خيلي آسان بود و به راحتي به آن پاسخ دادند.....سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتيازي پشت ورقه پاسخ بدهند كه سوال اين بود: « كدام لاستيك پنچر شده بود؟»....!!!
به نظرتون چه پاسخی دادن؟
فعلا"![]()
قیامت بی حسین غوغا ندارد، شفاعت بی حسین معنا ندارد، حسینی باش که در محشر نگویند چرا پرونده ات امضاء ندارد.
السلام علیک یا اباعبدالله

. پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود. تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود . پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد : پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم . من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت.. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد . من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی .
دوستدار تو پدر
پسر در جواب نامه ای به پدر داد با این مضمون: پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام .
صبح فردا 12 نفر از مأموران FBI و افسران پلیس محلی دیده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند . پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند؟ پسرش پاسخ داد : پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم .
در دنیا هیچ بن بستی نیست. یا راهی خواهم یافت، یا راهی خواهم ساخت.
گروه زمينشناسي سازمان آموزش و پرورش شهر تهران با هدف احياي كتابخواني سنتي، اقدام به برگزاري مسابقه كتابخواني علمي ـ آموزشي به صورت الكترونيكي كرده است. اين مسابقه با توجه به ضرورت بالابردن فرهنگ كتابخواني در میان معلمان طراحي شده و يكي از اهداف آن تحقق كيفيت يادگيري ـ ياددهي است. تمامي دبيران زمينشناسي مناطق نوزدهگانه شهر تهران که علاقهمند به كتابخواني و اينترنت هستند، میتوانند در اين مسابقه شركت كنند. سوالات این مسابقه برگرفته از فصل پنجم کتاب «سنگشناسي رسوبي» با عنوان «سنگهاي رسوبي آواري دانه متوسط (ماسه نگها)»، متعلق به رشته زمينشناسي و دانشگاه پيام نور است.
مركز آموزش كتابخانه ملي ايران، از استادان علاقهمند براي تدريس در دوره آموزشي «سازماندهي اسناد
مركز آموزش كتابخانه ملي ايران، از استادان علاقهمند براي تدريس در دوره آموزشي «سازماندهي اسناد الكترونيكي»، دعوت كرد. به نقل از روابط عمومي كتابخانه ملي، اين فراخوان ويژه كارشناسان بررسي اسناد و مدارك است تا در صورت علاقهمندي به تدريس در كتابخانه ملي، در اين دوره آموزشي شركت كنند. مركز آموزش كتابخانه ملي ايران از متخصصان و اعضاي هيات علمي دعوت ميكند، مواد و جزوههاي آموزشي خود را به نشاني اینترنتی www.education@Nlai.ir ارسال كنند. همچنين كتابخانه ملي ايران براي برگزاري دورههاي آموزشي نسخهشناسي، تمبرشناسي، اصول تنظيم و جايگزيني اسناد و آرشيو، فهرستنويسي نسخ خطي و چاپسنگي، ساخت كاغذهاي دستساز و ديگر رشتهها، از علاقهمندان ثبتنام ميكند. دورههاي آموزشي رشتههاي «منابع مرجع الكترونيكي» و «اصلاحنامه و ساختار آن» در كتابخانه ملي در حال اجرا هستند.
منبع: خبرگزاری کتاب

با کمال افتخار کسب رتبه دوم قصه پردازی از متون کهن توسط سرکار خانم گرمسیری در دوازدهمین جشنواره بین المللی قصه گویی را خدمت این بزرگوار و همه دانشجویان رشته کتابداری تبریک عرض می نمایم.
سرکار خانم گرمسیری از دانشجویان پودمان ۴ کتابداری و اطلاع رسانی مرکز هستند که قصه "کودک و دریا" برگرفته از حکایتهای عطار نیشابوری را در این جشنواره ارائه نموده اند.
ضمن عرض تبریک مجدد بهروزی و موفقیت ایشان را از درگاه الهی آرزومندم.


و با قلبی پرامید آینده ای روشنی را برایش خواستار بودن و در آغوشان می فشردند و در مقابل گرما و سرما مراقبت می کردند و حالا باید او را به دست خاک سرد بسپارند و برایش بگویند کودکم پدر و مادرت به زودی پیش تو می آیند
چرا ما باید با سکوتمان چنین سر نوشتی را برای کودکان غزه رقم بزنیم؟![]()
اعتراضات زیاد بود عکس برداشته شد
این تصویر بسیار شبیه کودکی است که من دوستش دارم![]()
![]()
جا داره از همگی به خصوص جناب آقای حسینی قائم مقام مرکز و سرکار خانم شهرزادی که برای برپایی جشن خیلی لطف کردن وزحمت کشیدن تشکر ویژه ایی کنم
از دیگر دوستان آقایان:بگدلی-رضایی-رحمانی-ایوبی-رحمتی و خانم ها مجیری-ابرقوئیان-زندی-طغرایی-مطهری-خسروی-باقری-گرمسیری-شیخی
دست همگی درد نکنه
(راستی اگه کسی رو از قلم انداختم تو بخش نظرات بگین تا اضافه کنم
)
اینم گزارش کامل از جشن شب یلدا
توجه:در صورت باز نشدن عکس ها روی عکس مورد نظر کلیک راست کنید و گزینه show picture as را انتخاب کنید.
در صورت باز نشدن عکس ها اینجا را کلیک کنید.
