سهراب گفت:
تا شقایق هست زندگی باید کرد.
دکتر شریعتی گفت:
می خواستم زندگی کنم راهم را بستند.
بودا گفت:
زندگی انسان مانند شبنمی است که از برگ گلی می لغزد و فرو می چکد.
وبر زندگی را اینچنین تفسیر کرد:
یک مزبله ی کثیف،یک قتلگاه فجیع،یک دارالمجانین بزرگ.
تفسیر تاگور از زندگی این بود:
زندگی همچون رودی بزرگ جاودانه روان است.
اورل گفت:
زندگی ما زاییده ی اندیشه ی ماست.
و مارک تواین زندگی را مبارزه میان عاطفه و عقل تفسیر کرد.
زندگی چیست؟؟

جناب آقای سامانی با سلام و خیر مقدم مجدد.
با تشکر از پست جالبتون لازم دانستم انتخاب شایسته جنابعالی را به عنوان کتابدار نمونه استانی در استان چهار محال و بختیاری صمیمانه تبریک عرض کنم.
انصافا این عنوان شایسته شماست امیدوارم روز به روز بر توفیقات جنابعالی افزوده گردد.
در ضمن بد نیست دوستان قاصدکی هم بدانند که جناب آقای سامانی اخیرا به جمع متاهلین نیز پیوسته اند و از این بابت نیز به ایشان تبریک عرض نموده و از خداوند متعال برای ایشان خوشبختی و سعادت آرزو مندم.
پیروز و سربلند و شاداب باشید.
زندگی یعنی چکیدن همچو شمع از گرمی عشق
زندگی یعنی لطافت گم شدن در نرمی عشق
زندگی یعنی دویدن بی امان در وادی عشق
رفتن و آخر رسیدن بر در آبادی عشق
می توان هر لحظه هر جا عاشق و دلداده بودن
پُر غرور چون آبشاران بودن اما ساده بودن
می شود اندوه شب را از نگاه صبح فهمید
یا به وقت ریزش اشک شادی بگذشته را دید
می توان در گریه ابر با خیال غنچه خوش بود
زایش آینده را در هر خزانی دید و آسود

به نظر شما مفهوم واقعی زندگی چیست؟
لطفا پاسخ خود را در قالب پاسخی با این مطلع آغاز کنید.
"زندگی یعنی..."
سلام دوستان عزيز
اميدوارم همگي در كمال صحت و سلامت و شادابي روزگار سپري كنيد.
هفته كتاب را به همه شما عزيزان و كتابداران محترم تبريك عرض مي نمايم.
دوستان عزيز با تعدادي از عزيزان قرار گذاشتيم كه پنجشنبه ساعت ۹:۳۰ در كتابخانه مركزي شهرداري گرد هم آييم و ديداري تازه كنيم.
خوشحال مي شوم اگر بتوانم شما عزيزان را ملاقات كنم.
پس از همين جا از همگي براي حضور در اين جمع دوستانه دعوت مي نماييم.
قرار شد در محل کار خانم فاطمی در کتابخانه مرکزی گرد هم آییم.
به اميد ديدار همه سروران.
مديريت اطلاعات به معناي به كارگيري مهارتهاي مديريتي مناسب و استفاده از ابزار كارآمد در توليد، فراهمآوري، سازماندهي، پردازش، اشاعه و استفاده از اطلاعات درونسازماني و برون سازماني است.
با وجود بحثهاي مطرح شده درباره تاريخ پيدايش مديريت اطلاعات، آنچه اهميت دارد، اين است كه با گسترش توليد اطلاعات و ضرورت يافتن آن براي گذران زندگي شغلي و اجتماعي، مديريت اطلاعات به عنوان يك ضرورت مطرح شد.
در همین راستا:
همزمان با هفدهمين دوره هفته كتاب جمهوري اسلامي ايران، يكي از خيابانهاي تهران به نام «كتاب» نامگذاري ميشود.
به گزارش خبرگزاري فارس، به نقل از ستاد اطلاعرساني هفدهمين دوره هفته كتاب جمهوري اسلامي ايران، اين كار به منظور بزرگداشت فرهنگ كتابخواني از سوي سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران اجرا خواهد شد.
اين طرح با مشاركت كليه نهادهاي مشاركت كننده هفدهمين دوره هفته كتاب جمهوري اسلامي ايران پيشنهاد شده و از سوي سازمان فرهنگي هنري شهرداري پيگيري ميشود.
بنابراين گزارش مقرر شده تنديسي هم به همين منظور در يكي ازخيابانهاي بزرگ تهران نصب شود.
هفدهمين دوره هفته كتاب جمهوري اسلامي ايران از 23 تا 30 آبان ماه در سراسر كشور برگزار خواهد شد.

پريرخ معتقد است كه مديريت دانش، روند كسب و توليد اطلاعات، پردازش و پالايش آن و تبديلش به مجموعه اطلاعات مفيد و منسجم است كه براي بهره گيري در موقعيت هاي ويژه به منظور تصميم گيري، برنامه ريزي و اجراي برنامه ها به كار مي رود و در واقع مديريت دانش، استفاده از دانش براي رسيدن به اهداف سازمان است.با توجه به موارد مطرح شده درباره مفهوم مديريت دانش، در سازمان ها، نهادها و شركت ها،كه روندها و يا مراحلي در جهت بهره گيري از آن دانش در موقعيتهاي ويژه جهت تصميم گيري و برنامه ريزي و توليد دانش و همچنين رقابت با سازمان هاي ديگر دارند در اينجا مي توان به نقش كتابخانه ها به عنوان مراكز مديريت دانش اشاره كرد زيرا دانش موضوعي بشر احتياج به گردآوري، نگهداري، توسعه، اشتراك گذاري و توليد دانش جديد دارد تا بتواند آن سازمان يا شركت در عرصه تجاري و..، رقابت با سايرين موفق باشد. به گفته پيتر دراكر، «راز موفقيت سازمان ها در قرن 21 همان مديريت دانش» است

ارتباط رسانهاي در روابط عمومي به معناي انتشار کنترل شده اخبار و اطلاعات است، براي دست اندرکاران روابط عمومي رسانه يک ابزار است، يک وسيله ارتباط عمومي و جايي است که ميان مردم و سازمان ارتباط برقرار ميشود. در اين مقاله ضمن تشريح رسانه و نقش آن در روابط عمومي و همچنين تعريف سواد رسانهاي به جامعه اطلاعاتي و کارگزاران آن پرداخته شده و در پايان هم نقاط ضعف و نبود امکات جهت پرداختهشدن به دنياي ارتباطات الکترونيکي که هدف اصلي و عمده روابط عمومي و رسانه است مطرح ميشود.بسياري از بزرگان و فيلسوفان در تعريف انسان گفتهاند انسان موجودي است اجتماعي و از بارزترين نمادهاي شخصيت در انسان اجتماعي بودن اوست و اوج اجتماعي بودن انسان در حوزه ارتباط عمومي او با ديگران شکل ميگيرد.ارتباطات انساني مايه تکامل و تعامل شخصيت انسان است و بنا بر بعضي ديدگاهها اساس شخصيت انسان را شکل ميدهد. امروزه کارکرد روابط عمومي به طور گستردهاي در عرصههاي مختلف جامعه و سازمانها مورد قبول قرار گرفته است. در دنياي امروز نقش روابط عمومي در سازمانها به جايگاهي کليدي تبديل شده و اين به سبب پيشرفت فناوري در عرصه اطلاعرساني ميباشد. به سبب پيچيدهشدن نوع روابط و پيشرفت و گستردگي جوامع در ابعاد گوناگون مسائل و موضوعاتي که ريشه در ماهيت علوم انساني دارند متاثر از مسائل مختلف ميشوند. براي آن که بتوان مسالهاي را درون مجموعهاي حل و فصل کرد در درجه اول بايد همه عوامل و زمينههايي را که موجب بروز مشکل شدهاند شناسايي و سپس براي حل آن برنامهريزي کرد. يکي از ابزارهايي که ميتواند در اين امر کمک نمايد روابط عمومي ميباشد. يک روابط عمومي کارآمد براي پاسخگويي بايد شناخت کافي از ابزارهاي پاسخگويي داشته باشد و از سويي با تخصص بهرهگيري مناسب از ابزارها آشنا باشد. مهمترين ابزار پاسخگويي روابط عموميها در ارتباط با مخاطبان رسانههاي جمعي هستند. رسانههاي جمعي به عنوان حلقه واسط اطلاعرساني بين دولت و اقشار مختلف مردم بيشترين و موثر ترين نقش را ايفا ميكنند.
يكي از اصطلاحات رايج اين روزها "مديريت اطلاعات "است. متخصصين بسياري از مشاغل خود را متولي امر مديريت اطلاعات مي دانند و بدين منظور سمينارهاي مختلفي نيز در مورد ارتباط مديريت اطلاعات با حرفه ها و مشاغل مختلف برگزار مي شود.
آيا مي دانيد منظور دقيق از "مديريت اطلاعات" چيست؟
نقش كتابداران و حرفه كتابداري در مديريت اطلاعات چيست؟
كدام حرفه صلاحيت ادعاي كامل در مورد ايفاي نقش مديريت اطلاعات را داراست؟
لطفا پاسخ خود را در پست جداگانه قرار دهيد.
(امیدوارم پاسخ به این سوالات نوشتن پستهای مختلف با موضوعات متفاوت را محدود نکند چرا که گاهی اوقات احساس می کنم طرح این سوالات مانعی برای پستهای متنوع شماست.امیدوارم پاسخ به سوالات شما را محدود نکند.منتظر پستهای خوب همگی هستم.)
اين هم مقاله اي ديگر در مورد چگونگي شكل گيري ويكي پديا.
http://www.nlai.ir/Default.aspx?tabid=1475
(البته درج اين مطلب به مفهوم اتمام فرصت شركت در بحث نيست.)
ادعای ویکیپدیا مبنی بر دانشنامه بودن یا این طور نشان دادن، همیشه مایهٔ بحث بودهاست. ویکیپدیا را همیشه به خاطر کمبود محسوس اطمینان، فراگیری و قدرت کنترل کننده، مورد انتقاد قرار دادهاند. بسیاری از کتابداران، دانشگاهیان و نویسندگان دانشنامههایِ رسمیتر بر این باورند که ویکیپدیا به عنوان یک مرجع کاربردپذیری کمی دارد و یا هرگز ندارد. ویکیپدیا دست کم در برخی محیطهای دیگر از نظر کیفی، مقبولیتی کافی دارد. این دانشنامه برنده یک آزمایش مقایسهای توسط مجله آلمانی سِ تِ c't شدهاست. بیشتر ستایش آن به دلیل مطالب آزاد و اجازه ویرایش توسط همگان است.
میزبانی ایران از نمایشگاه جهانی کتاب کودکان معلول در تابستان 89

بخشی از دفتر بینالمللی کتاب برای نسل جوان (IBBY) هر دو سال یکبار نمایشگاهی را با هدف معرفی کتابهای مناسب تهیه شده برای کودکان با نیازهای ویژه (معلول) برگزار میکند که در آن 50 اثر برتر از کشورهای مختلف جهان به نمایش درخواهد آمد.
دوره اخیر این نمایشگاه جهانی آوریل سال جاری میلادی (اردیبهشت 1388) در بولونیا ایتالیا گشایش یافت و همانجا ایران آمادگی خود را برای میزبانی آن در اواخر تابستان 2010 اعلام کرد که به گفته دبیر شورای کتاب کودک «مورد موافقت قرار گرفت»و حتی فراخوان برای حضور نویسندگان و تصویرگران در این نمایشگاه ارائه شد و پنج کتاب متناسب با موضوع نمایشگاه نیز دریافت شد.
خبر گزاری مهر
ویکیپدیا (به انگلیسی: Wikipedia) یک دانشنامه اینترنتی چندزبانه با محتویات آزاد است که با همکاری افراد داوطلب نوشته میشود و مقالات آن میتواند توسط هر کسی که به اینترنت دسترسی دارد، ویرایش گردد. نام ویکیپدیا واژهای ترکیبی است که از واژههای ویکی (وبگاه مشارکتی) و انسیکلوپدیا (دانشنامه یا دایرةالمعارف) گرفته شدهاست. میزبانهای اینترنتی اصلی این وبگاه در شهر تامپای فلوریدا هستند. همچنین میزبانهای اضافی دیگری هم در شهرهای آمستردام و سئول به این وبگاه یاری میرسانند.[۴]
ویکی پدیای انگلیسی در تاریخ ۲۵ دی ۱۳۷۹ به صورت مکملی برای دانشنامهٔ تخصصی نوپدیا نوشته شد. هم اکنون پروژهٔ ویکی پدیا توسط بنیاد غیر انتفاعی ویکیمدیا پشتیبانی میشود. [۴] مدخلهای ویکیپدیا طبق مدخلهای سالنامهها، فرهنگهای جغرافیایی و رخدادهای روز هستند. هدف آن آفرینش و انتشار جهانی یک دانشنامهٔ رایگان به تمامی زبانهای زندهٔ دنیاست.
ویکیپدیا از پایان آوریل ۲۰۰۷ تاکنون، یکی از ۱۰ وبگاه برتر جهان از لحاظ شمار بازدیدکنندگان است که بیش از نیمی از بازدیدها به ویکیپدیا انگلیسی مربوط میشود. [۵] و تا این تاریخ تقریباً دارای ۲۲۶۰۶۷۱۳ صفحهاست که از این تعداد ۷۱۸۸۷۳۷ مقاله میباشد. بیش از ۱۷۶۱۵۵۹ عدد از آنها به زبان انگلیسی، بیش از ۵۵۷۳۷۱ عدد به زبان آلمانی، بیش از ۴۸۳۲۴۵ عدد به زبان فرانسوی و بیش از ۳۷۳۲۴۶ به زبان لهستانی تعلق دارند. تعداد کل کاربران ثبتنام شده نیز تقریباً معادل ۷۰۷۲۵۷۳ نفر است که از میان آنها، ۳۶۲۲ نفر مدیر هستند. تا پایان آوریل ۲۰۰۷ از تعداد ۲۵۱ ویرایش زبانی ویکیپدیا، تعداد ۱۹۰ تای آنها بیش از ۱۰ مقاله دارد. ۱۰ ویکیپدیایی که بیش از ۲۰۰٬۰۰۰ مقاله دارند به ترتیب عبارتاند از: انگلیسی، آلمانی، فرانسوی، لهستانی، ژاپنی، هلندی، ایتالیایی، پرتغالی، اسپانیایی و سوئدی . [۶] ویکیپدیا تا ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۶ در برگیرندهٔ ۱۹۰ زبان با بیش از ده مقاله بودهاست. به طور کلی ویکیپدیا دارای ۲۵۱ گونه زبان ملل دنیا و بیش از ۷ میلیون مقالهاست.[۶]
وضعیت ویکیپدیا به عنوان یک منبع معتبر، همیشه، مورد اختلاف بودهاست. برخی آنرا بهخاطر پخش رایگان، ویژگی قابل ویرایش بودن، سیاست بیطرفی و گستردگی عناوین ستودهاند[نیازمند منبع]. از سوی دیگر، بهخاطر آزادی ویرایش ویکیپدیا منتقدین درستی و اعتبار آن را زیر سوال برده اند[۷]،همچنین ویکی پدیا به خاطر آسیب پذیری در برابر خرابکاری[۸]، کیفیت غیریکنواخت، سوگیری نظام مند، بی ثباتی[۹] و نیز به خاطر ترجیح اجماع بر اعتبار در سبک ویرایش مقالات نقد شدهاست. در مقابل سیاستهای محتوایی و ویکی پروژههای ویکی پدیا توسط کاربرانی تهیه میشود که در پی رفع این نگرانیها هستند.[۴] دو مطالعه علمی به این نتیجه دست یافتهاند که خرابکاری عموماً زودگذر است[۱۰] و ویکی پدیا نسبتاً به درستی سایر دانشنامه هاست. [۱۱]
ویکیپدیا بر سیاست «دیدگاه بی طرفانه» تأکید میکنند. طبق این سیاست دیدگاههایی که توسط شخصیتهای برجسته ارائه شدهاند بدون هیچ تلاشی برای تأیید آنها به طور خلاصه بیان میشوند. از آن رو که هر داوطلب میتواند مقالهها را به سبک ویکی اضافه یا ویرایش کند، تخریب و عدم صحت مطالب از مشکلات همیشگی آن بودهاست. از سوی دیگر مقالههای آن را در رسانههای جمعی و مراکز علمی نقل کردهاند. مقالههای آن تحت مجوز حق تالیف آزاد گنو قابل دسترسی هستند. نسخه زبان آلمانی و انگلیسی ویکیپدیا بهوسیله دیسکهای فشرده(cd) پخش شده و نسخههای دیگر آن روی وبگاههای دیگر به صورت Fork یا آینه قرار داده شدهاند. با رشد روزافزون این دانشنامه گردانندگان آن در بنیاد ویکی مدیا چندین پروژهٔ مشابه دیگر همچون ویکیواژه، ویکینسک، ویکیگفتاورد و ویکیگزارش را پدید آوردند.[
برگرفته از ويكي پديا
آيا از "ويكي ها" ، "ويكي پديا" و "دانشنامه هاي آزاد" چيزي مي دانيد؟
از تاريخچه، كاركرد و جايگاه آنها در كتابداري چه مي دانيد؟
لطفا پاسخ خود را در پست جداگانه قرار دهيد.
یا علی ابن موسی الرضا(ع)
تو پادشاه ملک دلهائی
مولا. کرمی که ما گدائیم

تقدیم به استاد شهرزادی
وقتی توبودی
آفتاب بود.
ماه
از پس دیوار نوری داشت.
کلاسمان یک دست شوری داشت.
بچه ها ذوقکی داشتند شاعرانه
با شعرهای عارفانه
دفتر شعرمان رنگی بود .
بودمان امید
امیدی با ترانه
آنجا که تونیستی
جای هیچکس نیست
تاریکی بی انتهاست.
چون راهی نیست.
ذوقها. بوم شدند
بوم ها. کور شدند
کورها. کوه شدند
کوهی به کویری مانند
کاش آسمان ابری می شد
خزان می شد باران
خیس می شد آفتاب
آب می شد ترانه
کاش تعجب قانون داشت
تعرض حقیقت داشت
به ستاره نزدیک بود
معنی داشت.
حوصله ات به وسعت برگ
به اندازه یک قوی سفید
به نسیم یک دل تنگ
به اقاقی
به سیره یک گلُ سنگ
بیا و باور کن قاصدک را
قاصدک تنهاست
تحمل را
تو شکیب یک عبیری
تو دعای یک صغیری
تو پگاه یک ثنائی
بیاو باور کن قاصدک را
قاصدک تنهاست
تحمل را
به گفته Bjarke Ingles : « طراحی کتابخانه برتر از یک مبارزه طلبی معمارانه است . طراحی کتابخانه ملی متشکل از چهار طرح اولیه جهانی در میان فضا و زمان در بین سمبل های ملی جدید است که از دایره ، ساختمان گنبد وار و مدور ، قوس و خیمه های کروی قزاق ها ترکیب شده اند تا شکل نوار Moebius را ایجاد کند. وضوح و نظم و ترتیب دایره ، محوطه محصور گنبد دار ، دروازه و مدخل قوسی شکل و نیم رخ لطیف خیمه های کروی با هم ترکیب شده اند تا به خلق یک اثر تاریخی و ملی جدید بپردازند . مطرح شدن به صورت محلی و جهانی ، معاصر و بی انتها ، یکتا و شبیه طرح اصلی در یک زمان مشابه پدبدار می شود. »
دوستان عزيز قاصدكي سلام
ممنون از محبت همگي و باز هم شرمنده الطاف همگي.
دوست ناشناس گرامي ، خانم فخري ، خانم اباذري و پگاه عزيز، جناب آقاي علي جان مهربان، جناب آقاي احمدي مهر و جناب آقاي صفار بزرگوار و جناب آقاي بهرامي با محبت و همه دوستان با صفاي قاصدكي و غير قاصدكي كه سعادت خواندن نظراتتان را ندارم ولي مي دانم مطالب وبلاگ را مطالعه مي فرماييد، خداوند را شاكرم كه دوستان عزيزي چون شما نصيب بنده كرده است.
ضمن ابراز تشكر از پيام هاي سرشار از لطف و مهرباني شما، تنها پاسخي كوتاه به گفته جناب آقاي علي جان كه مي دانم برخاسته از عمق وجود با صفا و دلسوزشان است مي دهم:
براي آنكه مفهوم فريادت را نمي فهمند سكوت بهترين پاسخ است،
"سكوت سرشار از ناگفتههاست؛ در اين سكوت ...حقيقت ما نهفته است؛ در سكوت فريادي نهفته است كه تنها گوشهاي شنواي حق مي شنوند و وقتي اطراف خود را خالي از آنها يافتي چه بهتر كه...."
بزرگترين سعادت بنده در خدمت شما بودن است و حال كه چنين امكاني ندارم خوشحال مي شوم كه بتوانم از طريق اين وبلاگ در خدمت همگي باشم ولي اين امر حضور همگي و رونق وبلاگ را مي طلبد كه حاكميت اينچنين بي رونقي بر حال و احوال وبلاگ انگيزه اي براي هيچكس و بخصوص بنده كه هميشه به دنبال حضور پرشور دوستان و مشاركت همه هستم ، باقي نمي گذارد.پس اگر مايل به ادامه كار وبلاگ و حضور بنده هستيد با شور و نشاط و فارغ از همه مسائل تلخي كه بر همه ما گذشته است بار ديگر شروع كنيم و باور كنيد اين امر براي من صد چندان دشوارتر از شماست ولي حاضرم به عشق شما عزيزان و به حسب وظيفه اي كه بر دوش خود احساس مي كنم دوباره شروع كنم و از اين پل مجازي ميان دلهاي قاصدكي ها براي استحكام بيشتر ارتباطات علمي استفاده كنم. ولي همه چيز به شما بستگي دارد شماييد كه مي توانييد مجددا زندگي را به وبلاگ بازگردانيد.پس اگر موافقيد شما شروع كنيد. خواهش مي كنم چنانچه در وبلاگ نيز كدورتهايي ميان افرادي پيش آمده همه را به دست فراموشي سپرده كه از دلهاي مهربان شما جز اين انتظار نيست و اميدوارم ديگر در نظرات پستهاي مختلف تسويه حسابهاي شخصي راشاهد نباشيم.
من منتظر پستهاي و نظرات خوب همگي (قاصدکی های قدیم و جدید)هستم.
به اميد ديدار.