تبليغاتX
قـاصـدک - مدیریت دانش در

 

دانش محصول فعاليت بشر است و مبين اين واقعيت است كه دانش در سيطره افرادي است كه در پي دانستن هستند. از نظر چرچ وست من[2] پنداشتن دانش به منزله مجموعه اي از اطلاعات، بي توجهي محض به مفهوم اصلي آن است، خاستگاه دانش فرد است نه مجموعه اطلاعات. تنها خود انسان نقش اصلي را در توليد دانش ايفا مي كند. به تعبير بلاكر[3] به جاي پرداختن به دانش ،تعابير ضمني آن مانند انتزاع، پيشرفت، ثبات و ذهن گرايي، بهتر است درباره فرآيند دانستن بحث شود. دانستن به اين دليل توجيه كنندهِ يكي از پيش بيني هاي ماست كه هميشه عنصر « پيش داني» را در خود دارد.
بهداني بيان مي كند كه در سال هاي اخير مديريت دانش به يك موضوع مهم و حياتي موردبحث در متون تجاري تبديل شده‌است. در واقع آنچه تضمين كننده برتري هاي بلندمدت براي سازمانها و جوامع است ميزان بهره‌گيري آنها از منابع دانش است و اگر سازماني نتواند دانش موردنياز را درجايگاه مناسب آن تشخيص دهد، در عرصه‌هاي رقابتي با مشكل مواجه خواهد شد. با اين ديدگاه، مديريت دانش ابزاري است كه امكان بهره‌ گيري مؤثرتر از دانش را در راستاي اهداف و برنامه‌هاي سازمان ها فراهم آورده و رقابت‌پذيري يك سازمان را ممكن خواهد ساخت.
بيلي و كلارك[4] معتقدند، مديريت دانش در يك سازمان، از جمله كتابخانه را ميتوان بدين گونه تعريف كرد، روند كسب و توليد اطلاعات، پالايش وپردازش آن و تبديل آن به مجموعه اطلاعاتي مفيد و منسجم كه براي بهره گيري در موقعيت هاي خاص به منظور تصميم گيري ،برنامه ريزي و اجراي برنامه ها مورد استفاده قرار گيرد. بنابراين، استفاده از دانش در موقعيت و مفهومي خاص را كه جهت هدفهاي سازمان است را مديريت دانش گويند. آنها مديريت دانش را شامل گردآوري اطلاعات از مجموعه فعاليت هاي سازمان، استفاده و بكارگيري آن در موقعيت هاي مختلف مي دانند. در عين حال همان گونه كه آنها تاكيد كرده اند، درك مفهوم مديريت دانش بدليل تازگي آن براي بسياري از مديران دشوار مي باشد. مديريت دانش، ابزاري براي ايجاد تحول در مديريت كتابخانه ها مي باشد.
باركلي و موري معتقدند، مديريت دانش در عمل عمدتاً شامل شناسايي و تعيين دارايي دانش در يك سازمان، خلق دانش جديد براي تداوم رقابت آن سازمان با ديگر رقباي خود، ايجاد امكان دسترسي به حجم زياد اطلاعات‌‌‍‍‍(مفيد)و تشريك مساعي در توليد دانش و همياري براي انجام بهترين كارها و بكارگيري مناسبترين فنون براي حصول به اهداف فوق الذكر است.آنان در توجيه و تبين دلايل نياز به مديريت دانش، مي افزايند، اين مزيت با بكارگيري دانش موجود و ايجاد خلاقيت و نوآوري به پديد آمدن دانش نو مدد مي رساند،كه اين كار را عمدتاً به كمك اينترانت و گروه افزارها و ديگر فنون و ابزارها انجام مي دهند، و طيف آن از مديريت فناوري اطلاعات تا مديريت تغيير فرهنگ سازماني و ديدگاه هاي افراد در نوسان است.

پريرخ معتقد است كه مديريت دانش، روند كسب و توليد اطلاعات، پردازش و پالايش آن و تبديلش به مجموعه اطلاعات مفيد و منسجم است كه براي بهره گيري در موقعيت هاي ويژه به منظور تصميم گيري، برنامه ريزي و اجراي برنامه ها به كار مي رود و در واقع مديريت دانش، استفاده از دانش براي رسيدن به اهداف سازمان است.با توجه به موارد مطرح شده درباره مفهوم مديريت دانش، در سازمان ها، نهادها و شركت ها،كه روندها و يا مراحلي در جهت بهره گيري از آن دانش در موقعيتهاي ويژه جهت تصميم گيري و برنامه ريزي و توليد دانش و همچنين رقابت با سازمان هاي ديگر دارند در اينجا مي توان به نقش كتابخانه ها به عنوان مراكز مديريت دانش اشاره كرد زيرا دانش موضوعي بشر احتياج به گردآوري، نگهداري، توسعه، اشتراك گذاري و توليد دانش جديد دارد تا بتواند آن سازمان يا شركت در عرصه تجاري و..، رقابت با سايرين موفق باشد. به گفته پيتر دراكر، «راز موفقيت سازمان ها در قرن 21 همان مديريت دانش» است.

فرايندهاي اصلي مديريت دانش در كتابخانه ها
فرايند مديريت دانش فرآيندي خطي و ايستا نيست بر عكس فرآيندي پويا و چرخه ايست كه به كاركناني نياز دارد كه دائماً با اطلاعات سرو كار داشته باشند، دانشِ جديد را كسب كرده باشند و آن را براي اصلاح تصميمات به كارگيرند. طي اين فرآيند اطلاعات جديدي را به دست آورده و دانش جديد را در موقعيت هاي جديد به كار مي برند.
در مديريت دانش فرايندهايي دخالت دارند كه شامل شناسايي دانش، اكتساب دانش، نگهداري دانش، بهره گيري از دانش، اشتراك، ترويج و توسعه دانش مي باشد بنابراين در اين فرايندهاي اصلي مديريت دانش، يكي از نهادها كه ميتواند به نحو احسن اين فرآيندها را اجرا نمايد كتابخانه ها مي باشد،  زيرا كتابخانه ها به عنوان زير ساخت و بستر مناسب مديريت دانش به شمار مي آيند و فرآيند امور كتابخانه ها نيز همانند فرآيند مديريت دانش است در كتابخانه ها به شناسايي، گردآوري، حفظت و نگهداري، سازماندهي و اشاعه دانش بشر پرداخته مي شود چنانچه كتابخانه اي تنها به گردآوري و حفاظت بپردازد انباري بيش نخواهد بود لذا هدف غايي كتابخانه ها اشاعه دانش است كا به هدف نهايي مديريت دانش يكي مي باشد، با توجه به مطالب ارائه شده كتابخانه ها مي توانند نقش اصلي فرآيند مديريت دانش را به بهترين نحو ممكن در سازمان ها، اداره ها، دانشگاه ها و سايز مراكز علمي و تحقيقاتي ايفا نمايند.
 
البته درصفحه 6 به تفكيك به توضيح فرآيند مديريت دانش پرداخته خواهد شد. در شكل(2) فرآيند مديريت
دانش نشان داده شده است.

 

 

شكل(2) فرآيند مديريت دانش
الف.شناسايي دانش[5]
كتابخانه ها در ابتدا بايد به شناسايي، توصيف و تحليل محيط دانش سازمان يا شركت ها بپردازد سپس بر اساس آن تصويري كلي از نوع دانش موجود در سازمان، مهارت هاي اطلاع يابي كاركنان و همچنين تصويري از اطلاعات موجود در ديگر سازمانها و سطح جهان بدست آورند و به كاركنان كمك كنند تا آن چرا كه نياز دارند بيابند و درضمن دانش خود را جهت پيشبرد اهداف سازمان به اشتراك بگذارند .
ب. اكتساب دانش[6]
سازمان ها، شركت ها و ديگر نهادهاي تحقيقي مهم دانش خود را از بيرون بدست مي آورند .در زمينه هاي تحقيقي چون بدست آ وردن اطلاعاتي از رقبا و شركا در كارهاي جمعي، چگونگي رقابت با ساير سازمانها، نحوه ارتباط با ارباب رجوعان به سازمان و ... و همچنين در مقاطع دانش سازماني.
بنابراين سازمان ها مي توانند دانشي را كه خود قادر به اكتساب و توسعه آن نيستند، توسط كتابخانه ها و مراكز اطلاع رساني سازمان مربوط تهيه كنند،كه اين نيز خود يكي از فرايندهاي اكتساب دانش در مديريت دانش است.
ج. نگهداري دانش[7]
فرآيندهاي گزينش، ذخيره سازي و روزآمدسازي منظم دانش كه داراي ارزش بالقوه اي براي آينده مي باشد بايستي به دقت سازماندهي شود كه اين نيز از وظايف كتابخانه ها و مراكز اطلاع رساني كه در مديريت دانش خود به نگهداري دانش موجود نيز اقدام نمايند، زيرا نگهداري دانش موجود به استفاده مؤثردر زمان مناسب خود وابسته است.
د. بهره گيري از دانش[8]
تمام سعي مديريت دانش در كتابخانه ها براي آنست تا اطمينان حاصل كند كه آيا دانش موجود به طور مفيدي در جهت موفقيت آن بكار برده مي شود. به عقيده لاين كتابخانه اي كه مجموعه اي غني و پويا داشته باشد، اگر خدمات مناسب ارائه ندهد مجموعه آن مورد استفاده واقع نمي شوند ويا اگر خدمات مناسب و برخورد خوب با مراجعه كننده ارائه شود ولي مجموعه مناسب نباشد،كآرايي لازم را ندارد، بنابراين ،ضروري است كه درتعيين معيارهاي ارزيابي كتابخانه به مجموعه اي از نظرات توجه كرد. از اين رو، افزون بر بررسي اهداف سازمان و كتابخانه، توجه به نگرش ها، انتظارهاي مسئولين، استفاده كنندگان و نيز تفكر علمي متداول، معيارهايي را در اختيار مي گذارد. مجموعه اطلاعات به دست آمده براي تعيين معيارها، اگر با شرايط موجود يعني امكانات و فرصت ها تطبيق پيدا كند به دانش لازم تبديل مي شود و مي تواند در تعيين معيارهاي ارزيابي مورد استفاده قرار گيرد.
 اشتراك و توزيع دانش[9]
توزيع دانش، فرايند اشتراك گذاشتن و گسترش دادن دانش است كه اكنون در درون سازمانها اجرا       مي شود براي اينكه دانش با ارزش شود بايد با ديگران تقسيم شود انتقال و اشتراك مي تواند فعال يا منفعل باشد. دانش را مي توان با استفاده از ابزارهاي مديريت دانش (نظامهاي اطلاعاتي) در كتابخانه ها يا مراكز اطلاع رساني يا از طريق تعامل شخصي انتقال داد. بنابراين با توجه به فرآيند مديريت دانش لازم است كه دانش قبل از بهره‌برداري در سطوح سازماني در درون سازمان به اشتراك گذارده شود. تعامل بين فناوري‌هاي سازمان، فنون و افراد مي‌تواند اثر مستقيم بر توزيع دانش داشته باشد. به عنوان مثال ساختار سازماني با توجه به شكل كنترل‌ها و نقش‌هاي سنتي فرصت‌هايِ توزيع دانش و تعامل بين فناوري‌ها، فنون و افراد را كاهش مي‌دهد. به عبارت ديگر، ساختار افقي سازماني، تقويت، و سياست درهايِ بازِجريانِ دانش را در ميان بخش ها و افراد سرعت مي‌بخشد. استفاده از پست الكترونيكي، شبكهء داخلي، بولتن، و گروه خبري به توزيع بهتر دانش در درون سازمان كمك كرده و به واسطه آنها افراد مي‌توانند با يكديگر از جنبه‌هاي مختلف تبادل نظر نمايند. آن را مي توان در مكاني به نام كتابخانه ها در سازمان ها و شركت ها و.... ذخيره و بازيابي كرد و در صورت لزوم جهت استفاده كاربران به اشتراك گذاشت.
توسعه دانش[10]
يكي از مسائل مهمي كه در كتابخانه ها در بحث مديريت دانش مطرح است اين موضوع
مي باشد كه همه تلاش ها در فرايندهاي اصلي مديريت دانش توسعه و گسترش دانش است. زيرا توسعه دانش، دانش جديد را تقويت، گسترش و در ضمن منجر به توليد دانش جديد مي شود.توسعه دانش در بردارنده همه تلاش هاي مديريتي است كه آگاهانه بر توليد توانايي هايي تمركز دارد كه هنوز درون سازمان ارائه نشده اند و يا حتي در درون يا بيرون آن وجود ندارد. ايجاد دانش به توانايي سازمان‌ها در ايجاد ايده‌ها و راه‌حل‌هاي نوين و مفيد اشاره دارد (ماراكاس، 1999). سازمان‌ها با توسعه و تجديد ساختار دانش قبلي و كنوني با روشهاي مختلف به خلق واقعيت ها و مفاهيم جديد مي‌پردازند.
ايجاد دانش فرآيند مهمي است كه در آن انگيزه، تلقين، تجربه، و شانس، نقش مهمي ايفا مي‌كنند (لين و ديگران، 1996). معيار سنجش دانش نو، نقش مؤثر آن در حل مسائل جاري و نوآوري در بازار است.

به اعتقاد شان هانگ [11]، نقش بي همتاي دانش، در توسعه اجتماعي و تبعِ آن، نياز و توجه روز افزون جامعه به اطلاعات و دانش، شرايط مطلوب فرا روي كتابخانه ها نهاده است و دغدغه اصلي كتابخانه ها در آينده اي نه چندان دور چگونگي مديريت دانش خواهد بود كه لازمست بر پايه پژوهش كارآمد، توسعه دانش و ايجاد مباني آن، تبادل و اشتراك دانش در بين كتابداران و كاربران، آموزش مداوم كاركنان، سرعت بخشي به امر پردازش و تبديل دانش ضمني به دانش صريح و انتقال و اشاعه ان متمركز كي شود، در واقع قرن حاضر زمان رويارويي كتابخانه ها با مسائل مختلف مديريت دانش است.

 مديريت دانش در كتابخانه ها
مديريت دانش به ما كمك مي كند تا دانش جديد را انتشار دهيم، فرا بگيريم و درعين حال بسازيم امروزه مديريت دانش مهمترين دارايي و بزرگترين مزيت براي بسياري از سازمان ها است. پس بايد به كانونها دانش توجه شود.  كانون هاي دانش در سازمان ها، مكان جمع آوري، سازماندهي و انتشار دانش هستند. اين كانون ها ممكن است به طور فيزيكي يا مجازي باشند. هدف از ايجاد اين كانون ها، تهيه، نگهداري و بهنگام سازي دانش است. اين كانون ها، شريان هاي دانش هستند و كليه جريان هاي دانشي از آنها عبور مي‌كند. مزيت اين كانون ها، علاوه بر يكپارچگي و انسجام محتواي دانش سازمان، از بسياري دوباره كاري ها، خصوصاً در كسب دانش جلوگيري مي كند. كانون ها در برگيرنده اين موضوع هستندكه دانش مورد نياز در كجا و چگونه يافت مي‌شود. دسته بندي دانش هاي مختلف به منظور تسهيل در دسترسي كارآمدتر آنها نيز از وظايف كانون هاي دانش كه همان كتابخانه ها يا مراكز اطلاع رساني در سازمان ها مي باشد.
كتابداران همواره در جستجوي روش هايي براي گردآوري، سازماندهي، رده بندي و ثبت اطلاعات و دانش دروني خود و به اشتراك گذاشتن آن با كاربران با استفاده از فنون رسمي و غير رسمي مديريت دانش بوده اند.
مديريت دانش توان بالقوه اي در كمك به كتابداران براي تسخير، گردآوري، سازماندهي و اشاعه حافظه جمعي و دانش كتابداران و كمك به آنان در بهره وري و كارآمدي بيشتر و ارائه خدمات به كاربران يا كاركنان سازمان است.
از آنجا كه دانش و فرآيندهاي آن به طور ناگشودني با عمليات، ساختار، فرهنگ و هدف يك سازمان پيوند خورده اند، بنابراين يك استراتژي مديريت دانش كارآمد به كتابخانه هايي نياز دارد كه فهم عميقي از فكر و دانش و چگونگي استفاده در سازمان بزرگترشان داشته باشد. كتابداران مديران حافظه يك سازمان يا شركت هستند و آنها بايد فراتر از وظايف جتستجو، انتخاب، سازماندهي و مديريت اطلاعات به سمت ايجاد و مديريت دانش حركت كنند.آنها بايد فراتر از كاركنان اداري باشند و دانشكاران واقعي بشوند كه از دانش به عنوان وجه برجسته كارشان استفاده كرده و واجد مهارت ها و دانش در سطوح بالا شوند.
 
سخن پاياني
با توجه به موارد مطرح شده در مقاله به اين نتيجه مي رسيم كه دانش در همه سازمان ها وجود دارد ولي همه سازمان ها قادر به استفاد از آن در جهت پيشرفت و پيشبرد برنامه هاي خود نيستند زيرا در اين سازمان ها مديريت دانش حاكم نيست كه دانش ذهني افراد را در قالب ها ي مختلف از جمله كارهاي گروهي، كسب و اشاعه دهند و در عين حال به اشتراك دانش بپردازند. امروزه بزرگترين و                 پيچده ترين مشكل سازمان ها، جمع آوري، ذخيره، بازيابي، جستجو ، توزيع و به كارگيري آن دانش است بنابراين در انواع سازمان ها جهت انجام بهينه امور در عرصه هاي رقابتي، مراكزي با عنوان كتابخانه ها و مراكز اطلاع رساني بايد وجود داشته باشد كه آنها گام هايي را در جهت استفاده از تكنولوژي ها براي گسترش خدماتشان به عنوان مراكز مديريت دانش براي شركتها بردارند. پاركر و نايتس معتقدند، در ابتداء كتابخانه ها بايد دامنه فعاليت هايشان براي كمك به دسته بندي منابع براي تجارت هاي مختلف گسترش دهند. دوم، مجموعه مداركِ افراد كه به كتابخانه اضافه مي شود در برگيرنده مدارك از داخل سازمان و خارج سازمان باشد البته منابع خارج سازمان بسيار متنوع است كه شامل همه موادي است كه در كتابخانه هاي ديگر ذخيره شده يا موادي كه به وسيله خريد براي استفاده از خدمات فراهم شده است . سوم كتابداران كتابخانه بايد داراي مهارت هاي تكنيكي از جمله مديريت اطلاعات و مهارتهاي تكنولوژيكي در جهت استفاده از ابزارهاي مديريت دانش كه از جمله استفاده از اينترانت، اينترنت، بانك هاي اطلاعاتي و همچنين مهارت هاي برقراري ارتباط در جهت كسب دانش تجاري، شركت ها،سازمان ها، مصرف كننده ها داشته باشند.
 
 
فهرست منابع و مآخذ
 آصف زاده، سعيد ؛فزون خواه، شهلا. (1384). مديريت دانش: نردبان بهره برداري از نتايج تحقيق. مجله پزشكي هرمزگان. دروه نهم . شماره اول
الكين، جوديت؛ لاو، درك.(1381). مديريت اطلاعات. مترجمين زهرا حداد و مليحه خوش تراش سندي؛ زير نظر فريبرز خسروي.- تهران: سرا.
 بهداني، بهزاد. ضرورت توسعه زيرساختهاي مديريت دانش در بخش انرژي كشور.سايت شبكه تحليلگران تكنولوژي ايران . تاريخ بازديد تاريخ: 11/3/1386
 
پريرخ، مهري. (1382). مديريت دانش ابزاري براي تحول در مديريت كتابخانه ها. فصلنامه كتاب. دوره چهاردهم. شماره 4.
پروست، گيلبرت ؛ روب، استفان؛ رومهاردت، كاي. (1385). مديريت دانش. ترجمه علي حسيني خواه.- تهران: انتشارات سيطرون.
 حاجي زين العابديني، محسن (1384). مجموعه مقالات هماشهاي انجمن كتابداري و اطلاع رساني ايران. 1379-1382. تهران: انجمن كتابداري و اطلاع رساني ايران: سازمان اسناد و كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران.
داور پناه، محمد رضا. (1381). تحليلي بر داده به اطلاعات و دانش. سمينار انجمن كتابداري و اطلاع رساني ايران. دانشگاه تهران 28/1/81
 دي. بات، گانت. (1381). مديريت دانش در سازمان ها:: بررسي تاثير متقابل فناوري و انسان. ترجمه محمد ايرانشاهي. فصلنامه اطلاع رساني. دوره 18. شماره 1و2.
 كالست، كال. (1383). مديريت دانش از ديدگاه يك استراتژي تجاري. ترجمه صديقه احمدي فصيح. علوم اطلاع رساني. دوره 18. شماره 3و4
 گاندي، ستي. (1384). مديريت دانش و خدمات مرجع در كتابخانه. ترجمه مريم صراف زاده. مجله الكترونيكي نما.
 مختاري، حيدر؛ يمين فيروز، موسي. (1383). از داده تا دانش و از مديريت داده تا مديريت دانش: مروري بر متون. فصلنامه كتاب. دروه پانزدهم. شماره سوم.
ويكري، برايان؛ ويكري، الينا.(1380). علم اطلاع رساني در نظر و عمل. ترجمه عبدالحسين فرج پهلو. مشهد. دانشگاه فردوسي مشهد مؤسسه چاپ و انتشارات
 

لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 20:26 توسط ::محسن احمدی مهر::